در حقیقت، یکی از مهمترین فعالیتهای شیمیدانها، شامل جداسازی مواد و خالصسازی ترکیبات شیمیایی است. در شیمی میتوان به کمک روشهای جداسازی مواد، یک آنالیت یا دیگر ترکیبات شیمیایی را از سایت یکدیگر جدا کرد. یکی از روشهای استخراج با سیال فوق بحرانی، تعین مقدار نفت در خاک، رسوبات و مرداب به کمک کربن دیاکسید فوق بحرانی است. روشی که در بالا به آن اشاره شد، اساس تمامی روشهای کروماتوگرافی است. دوباره حلال گرم را به ارلن اضافه میکنند تا موجب حلشدن ذرات نامحلول شود. این فرآیند اضافه کردن نمونه و حلال تا زمانی ادامه مییابد که تمامی نمونه به داخل ارلن وارد شود. برای دستیابی به این روش، از یک محیط متخلخل استفاده میکنیم که فقط یک جزء مانند آنالیت توانایی عبور از میان آن را دارد. همانطور که در تصویر زیر نشان داده شده است، یک گاز نجیب (بیاثر) مانند هلیوم، موسوم به «گاز تصفیه» (Purge Gas)، از داخل نمونه عبور داده میشود.
انتخاب نوع جاذب بر اساس نوع ماده مورد نظر انجام میشود.
زمانی که محلول را به نقطه جوش خود میرسانیم، فاز بخار با فاز مایع در آنالیت به تعادل میرسند که این حالت در نقطه B نشان داده شده است. حلالی انتخاب میشود که انحلالپذیری آنالیت در آن به هنگام گرم و سرد بودن به ترتیب، زیاد و کم باشد. در شیمی، به مادهای که بخواهیم جداسازی و بررسی روی آن انجام دهیم، «آنالیت» (Analyte) میگویند. به طور مثال، زمانی که از استون به عنوان حلال استفاده میکنیم، در استخراج سوکسله، دما به ۵۶ درجه سانتیگراد محدود میشود اما به کمک روش مایکروویو میتوان به دمای ۱۵۰ درجه سانتیگراد نیز دست یافت. بعد از قرار دادن نمونه و حلال در یک محفظه عایق، یک آون مایکروویو برای گرمکردن مخلوط مورد استفاده قرار میگیرد. در مواردی که محلول، شامل ذرات بسیار ریزی باشد، از «فیلترهای غشایی» (Membrane Filters) استفاده میشود. زمانی که ظرفیت جاذب اصلی تمام شود، جاذب دوم مورد استفاده قرار میگیرد. انتخاب نوع جاذب بر اساس نوع ماده مورد نظر انجام میشود. یک ماده پوشاننده مناسب، مادهای است که بتواند با ماده مورد نظر تشکیل کمپلکس دهد.
، اختلاف زیادی داشته باشند.
البته برخی فلزات، هیدروکسیدهای آمفوتری و در نهایت طی واکنشهایی، «کمپلکس هیدروکسیدی» (Hydroxo-Complexes) را تشکیل میدهند. نمونه را در داخل لوله سانتریفیوژ قرار میدهند و این لوله با سرعت زاویهای زیادی چرخش میکند. قبل از اضافه کردن نمونه به کارتیج، آنرا با متانول شستشو میدهیم. البته این کار زمانی انجام میشود که مواد، حداقل در یکی از خواص فیزیکی یا شیمیایی، اختلاف زیادی داشته باشند. در روشی دیگر، میتوانیم نمونه را که در یک فاز قرار دارد، از روی مادهای ساکن عبور دهیم. سپس ۵۰۰ میکرولیتر از سرم را به داخل کارتریج وارد میکنیم. همچنین، جزء دیگری که باید از آنالیت جدا شود، موسوم به «تداخلکننده» (Interferent) است. برای جداسازی چربی از شیر نیز از روش سانتریفیوژ استفاده میشود که با چرخش روتور و اعمال نیروی گریز از مرکز، چربی از شیر جدا خواهد شد. ششتشوی کارتریج با آب مقطر باعث میشود که مواد تداخلکننده از کارتریج خارج شوند. اندازه حفرات را با استفاده از درجه «اتصال عرضی» (Cross-linking) کنترل میکنند. اگر یک فاز حاوی حلشونده S را در تماس با فاز دومی قرار دهیم، حلشونده، در یک واکنش تعادلی، خود را بین دو فاز تقسیم میکند. نمونه، از قبل داخل مخزن بالایی و در یک فیلتر سلولوزی متخلخل قرار داده شده است. This post was done by GSA Content G enerator DE MO!
به طور مثال میتوانیم «لیزوزومها» (Lysosomes) را از دیگر ترکیبات سلولی جدا کنیم برای این کار نیاز به انجام چندین مرحله «سانتریفیوژ افتراقی» (Differential Centrifugation) داریم. به عبارت دیگر، تمامی این فرآیندها از یک تغییر در حالت فیزیکی به عنوان ابزاری برای جداسازی مواد استفاده میکنند. مادهای که از فیلتر عبور میکند، «فیلترات» نام دارد و مادهای که در پشت فیلتر جمع میشود موسوم به کیک فیلتر است. در مواردی، به کیک فیلتر، «پسآب» (Retantate) نیز میگویند. همین امر سبب میشود تا بتوان این ماده را سادهتر به داخل یک نمونه وارد کرد. به محلول فرصت میدهند تا به آرامی سرد شود. در نهایت، نمونه را خشک میکنند تا اثری از حلال باقی نماند. کدامیک از یونها یا مولکولهای بالا برای تشکیل کمپلکس با آهن مناسب است؟ کمپلکسهای محلول تشکیل میدهند نیز، تحت این شرایط رسوب نخواهند لینک سایت کرد. به کمک کروماتوگرافی میتوان هر دو ماده آنالیت و تداخلکننده را از یکدیگر جدا کرد. سولفیدهای فلزی تغییرات زیادی را در انحلالپذیری از خود نشان میدهند. خطی که نقطه A را به B وصل میکند، این تعادل بخاری را نشان میدهد. یک سیال فوق بحرانی، حلال بهتری نسبت به گاز و برای استخراج، واکنشگر (ریجنت) بهتری است.
No comments:
Post a Comment